پدرام و پرینازپدرام و پریناز، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

دل نوشته های خودم تقدیم به دو دلبند عزیزم پدرام و پریناز

سینه خیز کردن پریناز عزیزم

پریناز عزیزم بالاخره تو هم شروع کردی به سینه خیز   از تاریخ 3 اردیبهشت 1393 شروع کردی و الان داری ماشاالله به خوبی میری گلم قربونت برم انشاالله تو و داداشت همیشه موفق باشین، دوستتون دارم زیاد ...
28 ارديبهشت 1393

برای اولین بار رفتین حرم آقا امام رضا

برای اولین بار با شما دو تا گلم رفتیم حرم برای اولین بار چشم های قشنگتون به حرم آقای مهربونمون روشن شد و زیارت کردیم البته در حقیقت اولین بار روز 12 شهریور 1392 بود روز به دنیا اومدنتون که اول با هم رفتیم به پاپوس آقا امام رضا 3 تایی در یک بدن و بعدم رفتیم بیمارستان ،انشاالله آقا امام رضا نگهدارتون باشه همیشه   ...
25 ارديبهشت 1393

متاسفانه برای اولین بار سرما خوردین

سلام جیگرای مامانی الهی من بمیرم که شما دو تا گلم برای اولین بار سرما خوردین 10 روز دیگه به سلامتی وارد ماه 9 میشین من تا الان نهایت تلاشمو کرده بودم که مریض نشین پاییز و زمستون سعی میکردم کمتر از خونه ببرمتون بیرون که مریض نشین حالا که بهار شده و هوا خوبه شما ها سرما خوردین الهی درد و بلاتون بخوره تو سر مادرتون با هر سرفه شما ،انگار یکی با ناخن های بلند به روحم چنگ میزنه ،مامانی طاقت مریضی شما دو تا رو نداره چون شما از جونش براش عزیزترین  ،دوستتون دارم عشق های مامانی امیدوارم مامانی رو ببخشید که بی دقتی کردم و باعث شدم شماها سرما بخورین. ...
2 ارديبهشت 1393

سينه خيز كردن پدرام عزيزم

سلام پدرامم جيگر مامان دلت ميخواد بدوني كي سينه خيز كردي عزيزم تو در تاريخ 9 فروردين 93 در قزوين خونه خاله زهرا سينه خيز كردي انقدر خاله هات باهات كار كردن تا بالاخره ياد گرفتي هنوز پرينازم ياد نگرفته ولي عزيزم تو هم كه ياد گرفتي يك لحظه آروم نداري به سرعت ميري سمت همه چيز اگه به زودي پرينازم ياد بگيره كه ديگه ماماني يك لحظه نميتونه استراحت كنه چون بايد از هر طرف شما رو بگيرم كه يك وقت بلايي سرتون نياد ...
22 فروردين 1393

اولين مسافرت ني ني هام

امسال اولين مسافرت زندگيتون رو رفتيد    با هم ديگه رفتيم قزوين شهر مامان روياتون        خيلي خيلي خوش گذشت اونجا همه عاشق شما دو تا شدند همش بغل خاله سميه و خاله ندا و مادر خونده و پدر خونده تون سحر جون و آقا مرتضي و خاله نهال و خاله ناهيد و خاله زهرا و خاله هانيه و بقيه بودين اونا يك لحظه ازتون دل نمي كندند وقتي هم كه داشتيم بر مي گشتيم همشون گريه مي كردند 13 به دردم رفتين يك جاي زيبا با خاله ها و دايي خودم و دختر خاله ها و پسر خاله ها كلي خوش گذشت انواع اقسام غذاي خوشمزه بود حيف كه شما دو تا نمي تونستين بخورين ولي اشكال نداره من خوردم رفت تو شيرم شما هم خوردين ناز نازاي ماماني ...
21 فروردين 1393